شعبده...


شعبده یعنی " تو "
چشم بر نمی دارم و گم می شوی!!!


یادم نیست...

من و فراموشی
به هم گره خوردیم و
من، یادم نیست
کدام روز پاییزی
خدایم را به یک بغض سنگین فروختم...

هوای تو...

چقدر پر می کشد دلم...!
به هوای تـــــو!
انگار تمام پرنده های جهان در قلبم آشیانه کرده اند!

رد پا...


خـــــط عمــرم کــــــف دســـت هـایـم نیســـت...


بـه فـالگیــر بگــو :


ردِ پـاهـای ِ


تـــو را ببینـــد...!


خدا...

دلم گرم خداونديست که با دستان من گندم براي يا کريم خانه ميريزد، 

چه بخشنده خداي عاشقي دارم!

 که مي خواند مرا با آنکه ميداند گنه کارم،

 دلم گرم است و ميدانم بدون لطف او تنهاي تنهايم...

ای دوست برایت خدا را آرزو دارم!

رفیق...

میگن وقتی لحظه مرگ آدما فرا میرسه 
دل کندن ازرفیق،سخت ترازدل کندن از دنیاست،
خدایا فقط به عشق رفیقم، نه به خاطردنیا... ازمرگ بیزارم

گاهی...

 

گاهي بيا و لحظه‌اي بمان دستي به روي شانه‌ي من بگذار
تا از فراز ماندنت اين سطرهاي در هم و برهم اين تلخ نوشته هايم
و اين شعرهاي مبهم و خط خورده‌ي مرا در دفترم بخواني
تا سطرهای تار روشن شوند تا من قلم به دست تو بسپارم
تا تو به دست من بنويسي آمدنت را ...

دلتنگی...

 

حتی اگر دستانت مرا جستجو نکند !

هیچ بارانی قادر نخواهد بود تورا از کوچه ی اندیشه هایم بشوید !

و اینها برای یک عمر سر خوش بودن و شیدایی کردن کا فی است !

به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که :

دلتنگت شده ام

لیلة الرغائب...


امشب شب آرزوهاست... 
شاید اگه واسه هم آرزو کنیم زودتر برآورده بشه...
3تا آروز میکنم واست: 
1- آرزو میکنم واست آرزوی کسی باشی که آرزوشو داری... 
2- آرزو میکنم لیاقتت بیشتر از آرزوهات باشن...
3- آرزو میکنم همیشه شاد و سالم باشی... 
تو هم اگه دوست داشتی واسم آرزو کن...


مادر...


مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !
مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . .



محبت...


گنجشکی به خدا گفت؟


لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه بی کسیم بود، طوفان تو آن را از من گرفت! 

کجای دنیای تورا گرفته بودم؟...


خدا درجواب گفت:


ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند 

آنگاه تواز کمین مار پر گشودی.


چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی...

چرا...


دختری پشت یک 1000 تومانی نوشته بود:

پدر معتادم برای همین پولی که پیش توست مرا به دست صاحب خانه مان سپرد!

خدایا چقدر می گیری؟

که بگذاری شب اول قبر، قبل از اینکه تو ازم سوال کنی، من ازت بپرسم؟! 

چرا...؟؟؟

دست و دلبازی...(پست ثابت)

 


خیلی ادعات میشه که دست و دلبازی؟؟؟

یه نیگا به این عکس ها بنداز

از جونشون گذشتن

از همه نوع توش هست

خوب به چشماشون نگاه کن.

همشون می خوان یه جمله بگن.

یکم دقت...

کلیک کنید

 

خوشحال میشم به اون یکی وبلاگمم که بیشتر

 جنبه آشنایی با لهجه شیرین کاشونیا رو داره

 یه سری بزنید

طنزهای پَ نه پَ رو هم اونجا میتونید بخونید


آدرسش:   www.panapa2.blogfa.com

گوشی...

 

هرچی عمو کوچیکم بدون گوشی میتونه زندگی کنه من نمی تونم...

انگار وقتی گوشی پیشم نیس یه بی هویت میشم!!!

چقدر بعضی وقتا غرق در خیلی چیزا میشیم!

از خودم یکم خجالت میکشم بعضی وقتا...

 

زمان...

 

با خودم میگم زمان بگذره همه چیز بهتر میشه

اطرافیانم میگن بگذره خوب میشه

ولی هرچی میگذره تازه میفهمی هیچی نمیتونه جای اونو بگیره

دور از تو چاره ای نیست جز... سکوت...

 

عطسه

 

وقتی در 58 دقیقه حدود 132 عطسه بزنی، درسته که عادت کردی

 ولی نا امیدانه تلاش می کنی که جلوی 133 رو بگیری...

من دارم تلاش می کنم که 133 رو نزنم. ولی نمیشه

جلوی بعضی چیز ها مثل این رو نمیشه تو زندگی گرفت...

 

یک فنجان درد دل

سال نو پیشاپیش مبارک...

اسفند رو به پایان است!

وقت کوچ کردن به فروردین است

وقت بخشیدن و صاف کردن دل

پس مرا ببخش!!!

اگر با نگاهی یا صدایی یا زبانی بر دلت ترکی انداخته ام

پیشاپیش سال ۹۱ مبارک.